دانشجوی ورودی 86 حقوق

خاطرات بیاد ماندنی

دانشجوی ورودی 86 حقوق | فروردین ۱۴۰۳

محمد جواد قائمی کرمانی
دانشجوی ورودی 86 حقوق خاطرات بیاد ماندنی

هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌ کنی

ای آنکه دست بر سر من می‌ کشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه می‌ کنی؟

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌ کنی

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ ی شکسته‌ دلان خانه می‌ کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی

عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی


تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ | ۱:۳۷ ق.ظ | نویسنده : محمد جواد قائمی کرمانی |

تو آن بتی که پرستیدنت خطایی نیست
وگر خطاست!مرا از خطا ابایی نیست


بیا که در شب گرداب زلف مواجت
به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست


درون خاک دلم می تپد،هنوز اینجا
به جز صدای قدم های تو صدایی نیست


نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هرکجا خبری هست ادعایی نیست


دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
وگرنه بین من و دوست ماجرایی نیست


سفر به مقصد سردرگمی رسید،چه خوب!
که در ادامه ی این راه رد پایی نیست



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ | ۱:۳۴ ق.ظ | نویسنده : محمد جواد قائمی کرمانی |

شعر

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد!



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ | ۱:۲۵ ق.ظ | نویسنده : محمد جواد قائمی کرمانی |

عید سعید فطر مبارک


خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین
خداحافظ ماه لحظه‌های افطار و سحر
خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت
خداحافظ ماه شب‌های نورانی قدر





تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ | ۱:۱۱ ق.ظ | نویسنده : محمد جواد قائمی کرمانی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.